گزیده کتاب:

دکتر به محمود توضیح داد:

_ یک هفته باهاش کاری ندارم. بعدش هر هفته بهش سرمی‌زنم. اگه کار اضطراری پیش اومد کافیه بگه می‌خواد با دکترش تماس بگیره.

ناصر گفت:

_ بعدش چی؟ آخرش چی می‌شه؟

یونس گفت:

_ آخرش دکتر با یک قایق می‌آد و منو از شکم نهنگ بیرون می‌کشه.

دکتر گفت:

_ دو حالت دارد. بستگی به شرایط دارد. وقتی تحقیق یونس کامل شد وانمود می‌کنه حالش خیلی بده. اونا به من خبر میدند و دست‌به‌کار می‌شم. یا نشون می‌ده حالش خوب و عادی شده که بازهم من دست‌به‌کار می‌شم.


اما ماجرای نقشه‌ یونس و دوستانش طور دیگری رقم می‌خورد.

ماه‌عسل در تیمارستان را می‌توانید از راه‌های زیر تهیه کنید:

نسخه‌ی الکترونیکی

نسخه‌ی کاغذی