آماده ترور باش

(دیدگاه {{model.count}} کاربر)
تعداد
نوع
مشخصات کتاب
  • نویسنده: علی براتی گجوان
  • تعداد صفحات: 194 صفحه
  • شابک: 978-622-7459-35-7
  • سال انتشار: 1399
40,000 تومان
آماده ارسال ناموجود
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

​​​​آجر به آجر بنای انقلاب را مردمانی از گوشه گوشه‌ی این خطه چیده‌اند. از این رو هنوز هزاران قصه ناگفته هست. روایتها گاهی آینه‌ای می شوند برای  بازنمایی آدم هایی که در شلوغی تاریخ از یادها رفته‌اند. قهرمانهایی که دیوارهای کوچه و بازار و مسجد به خود دیده‌اند و از یاد نبرده‌اند. پسر نوجوانی که بسته حاوی  اعلامیه‌ها را در میان نگاه‌های جست‌و‌جوگرانه ماموران ساواک به مقصد می‌رساند.  خواهری نگران که کیفی پر از اعلامیه را جا به جا می‌کند.پسری که به امر مادرش در ساعات حکومت نظامی نوار سخنرانی‌ای  را به دست صاحبش می‌رساند.روایت‌های کتاب «آماده ترورباش» به قلم علی‌براتی‌کجوان روایتگر همین قصه‌های به ظاهر ساده‌ست، با بیانی ملموس و آشنا که ما را به روزهای دور و پرالتهاب مردمانی خالص و نزدیک می‌برد.

  • چند تا دست را می­بینم که به طرف من دراز می­‌شود. دست­ها شانه‌ها و پاهایم را می‌­گیرند و از درون آب وگل ولجن وخون بالا می­‌کشند. صدای همهمه­‌ها بیشتر و بیشتر می‌­شود، به دست­ها اضافه می‌­شود و مرا بلند می­‌کنند و به گوشه پیاده رو می­‌کشانند و از آنجا به داخل هتلی مرا می کشانند. وقتی روی صندلی می­‌گذارند مرا؛ کم کم درد توی بدنم می­دود، دست چپم را که بالا می­آورم، انگشت وسطم از پوست آویزان است. محافظم داد می­زند؛ تمام لباس­هایم پراز لجن و خون شده، بوی تغفن می­دهم و شیاری از خون از پایین پاهایم روی سنگ سفید به جلو می­رود. تصویرها محو و محوتر می­‌شوند و صدای جمعیت که می گویند: مرگ برمنا فق، ازبیرون هتل بلند و بلندتر می‌­شود.
  • به نفس نفس می­افتم. صدای ماشین­ها نزدیک­تر می­شود. ماشین سر خیابان می­ایستد به پیاده رو می­زنم و خود را پنهان می­کنم. ماشین به خیابان می­پیچد، من به کوچه می­پیچم. ماشین نزدیک می­شود، موتور را به دیوار تکیه می­دهم. نمی­دانم چه کار کنم، به طرف آخر کوچه می­دوم. اما کوچه بن­بست است. خودم را توی تاریکی می­کشانم، ماشین می­ایستد، صدای قدم­هایی می­آید که توی کوچه می­پیچد. به موتور نزدیک می­شود، کمی به آن ور می­رود و آرام به آخر کوچه خودش را می­کشاند. از ترس چشم­هایم را می بندم. بدنم کرخ شده و نفسم بند می­آید. قدم­ها به نزدیکی­ام می­رسد و می­ایستد. نمی­دانم چقدر می­گذرد اما قدم­ها از من دور می­شود. و صدای پاها محو می­گردند. جرأت ندارم چشم­هایم را باز کنم. وقتی از لای پلک­هایم نگاه می­کنم هیچ کس در کوچه نیست!

شما می‌توانید با دریافت این کتاب از طاقچه آن را به صورت ایپاب در دستگاهتان مطالعه کنید.

علی براتی‌گجوان دوران جوانی‌اش مصادف با ایام انقلاب و بعدها دفاع مقدس بود و حضور وی در این میادین بستری برای آفرینش قصّه‌هایی دربارۀ دوران انقلاب و جنگ را فراهم آورد.  عنوان اوّلین مجموعه‌داستانش «پسر من قاتل است» است که در سال 95 منتشر شده و شامل 24 داستان با محوریت دفاع مقدس است. ایشان در حوزۀ هنری به فعّالیت‌های ادبی پرداخته و همچنین حضور مستمری در جلسات نقد داستان فرهنگ‌سرای بهشت و غدیر و همچنین سلسله‌جلسات شمس در کتابخانۀ آستان قدس رضوی دارد.

نویسنده
علی براتی گجوان
تعداد صفحات
194 صفحه
شابک
978-622-7459-35-7
سال انتشار
1399
نوبت چاپ
اول
موضوع
انقلاب اسلامی

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...