کوآلای خاکستری

(دیدگاه {{model.count}} کاربر)
تعداد
نوع
مشخصات کتاب
  • نویسنده: فاطمه بهبودی
  • موضوع: داستان‌های فارسی - مجموعه داستان
  • جلد: شومیز
  • تعداد صفحات: 96
18,000 تومان
آماده ارسال ناموجود
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

کوآلای خاکستری مجموعه داستان‌های مینیمال از فاطمه بهبودی‌ست که خواندنشان مخاطب را از مطالعه‌ی آن‌ها خسته نمی‌کند. او در این مجموعه که ۲۲ داستان را در خود جای داده است سعی کرده برش‌های نابی از زندگی مردم را رقم بزند که برای مخاطب قابل تامل و جذاب باشد.

دریافت از طاقچه

فاطمه بهبودی متولد 1357 است. فعالیت جدی وی در حوزه ادبی و داستان‌نویسی از سال 1388 آغاز گردیده‌ است. چند اثر منتشر شده از این نویسنده:

  • داستان دو اپیزودی «بوی اردیبهشت»، انجمن قلم ایران
  • مجموعه داستان « برای شب‌های بی‌ستاره»، نشر افراز
  • داستان بلند «زمستان سرد و شمعدانی‌های ترمه‌ای»، سوره مهر
  • «پوتین قرمزها» خاطرات مرتضی بشیری، سوره مهر
  • «من یک کلاه سبزم» خاطرات امیر دریادار تکاور دوم محیطی، سوره مهر
  • «سپیدارهای آنسوی دوله‌تو» خاطرات دکتر ناصر حیدری، سوره مهر
  • «پاییز پنجاه سالگی» خاطرات شهید محمد جمالی
  • «شب‌بوهای خانه قلهک» زندگینامه داستانی مرحوم حمید سبزواری شاعر، انجمن قلم
  • «نرگس‌زارهای دریاچه پریشان» زندگینامه داستانی مرحوم نصرالله مردانی شاعر، انجمن قلم

مهتاب می‌گوید: «بنگاه معاملات عشقی باز کردی مامان؟!»

_ چه عیبی داره یه زن و مرد تنها رو به هم برسونیم؟ والله ثواب هم داره. این دختر بیست‌وپنج سالش نیس بیوه شده، سایهٔ سر می‌خواد.

_ سایهٔ سر به چه قیمتی؟ باید یه سنخیتی بین این زن و مرد باشه یا نه؟

مادر ابرو بالا می‌اندازد: «سنخیت از این بهتر که مرده پولداره و می‌خواد خرج یکی کنه؟!» مهتاب آشفته می‌گوید: «اختلاف سنی‌شون چی می‌شه؟ شصت سالشه! وای مامان می‌خواین بشه یکی مث ابراهیم؟» نگاه اقدس با شنیدن نام پسرش دودو می‌زند. مادر لب می‌گزد. با حرکت تند دست اقدس روی شیشه، صدای قیژقیژ بلند می‌شود. مهتاب رو می‌کند به اقدس: «یادته گفتم چهارتا دختر داری! حالا که زن این بابا شدی بچه نیار؟!» اقدس خیره شده به روزنامهٔ مچاله توی دستش. مهتاب سر می‌گرداند طرف آشپزخانه، طوری که مادرش بشنود: «گفتی: دختر دارم، تاج سر ندارم!» نگاه اقدس می‌کند: «حالا ابراهیم شده تاج سرت یا مایهٔ بدبختی‌ت؟»

اقدس نگاهش را می‌دزدد. برگی روزنامه برمی‌دارد. مهتاب عکس پرسنلی شطرنجی را در کادر قرمز روزنامه نشانه می‌دهد. قطرهٔ اشک اقدس پخش می‌شود روی صفحه. مهتاب می‌گوید: «اینا که از روز اول قاتل نبودن، قاتل شدن! شرایط زمونه قاتلشون کرده.» اقدس سر بالا می‌آورد. دهانش را مزمزه می‌کند: «ابراهیم خوب می‌شه؟» مهتاب بغضش را می‌خورد. 

نویسنده
فاطمه بهبودی
موضوع
داستان‌های فارسی - مجموعه داستان
جلد
شومیز
تعداد صفحات
96
نوبت چاپ
اول
سال انتشار
1399
شابک
978-622-96957-4-6

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...