حالا قدم گذاشته‌ام در جغرافیای تحقق آرزوهایم. شهری طولانی در امتداد دلتای دو رودخانه که به دریای سیاه می‌رسند.

 یک شهر بندریِ بسیار زیبا با همۀ امکاناتی که برای یک زندگی سنتی _ مدرن لازم دارد. 

برای توصیفش اصطلاح بهتری نمی‌توانم پیدا کنم.

 بگذارید مصداقی بگویم؛ انگار در ایستگاه مترو یا تراموا منتظر ایستاده‌ای و هم‌زمان می‌توانی گلّۀ گاو و گوسفندی را که همراه چوپانشان از کنارت رد می‌شوند؛ تماشا کنی. 

سرعت رشد و ترقّی در سامسون به حدّی است که گاهی اجازۀ هماهنگ‌شدن با فرهنگ و سبک زندگی مدرن را از مردمش می‌گیرد.

گاهی فکر میکنم اگر بعضی از این مردم اجازه داشتند؛ حتّی گاوها و گوسفندان خود را با مترو به چرا می‌بردند.


خرید کتاب از راه‌های زیر: