نمی‌خواهم وانمود کنم دلم برایت تنگ نیست یا نمی‌شود، چرا... گاهی بدجور هوای هواهای سکته زده‌ات به سرم می‌زند.
آفتاب و باران غیرقابل پیش‌بینی‌ات، سال‌هایی که با تو گذراندم کم نبودند برای عاشق‌کردن منی که منکر عشق بودم.
به هنگام دیدن غروب آفتاب از تنگه‌ی بسفرت؛ فهمیدم مرا هم به جمع شیفته‌های دل‌باخته‌ات اضافه کرده‌ای.


خرید کتاب از راه‌های زیر: