_ ببین قصۀ ما شکل این پیکسل شده. من این روباهه هستم و تو شازده‌کوچولو، اگر شازده‌کوچولو از من بپرسه که روباه، دلتنگی یعنی چی؟ من می‌گم دلتنگی یعنی اینکه تو دقیقا غروب یه پنج‌شنبه‌ی دلگیر داری از پیش من می‌ری؛ می‌ری سیارک خودت، گلت رو هم بیشتر از من دوست داری.

نگذاشت حرفم تمام شود. محکم بغلم کرد:

_ شاید تو روباه اون ماجرا باشی ولی من همون شازده‌کوچولو نیستم که توی کلّ عالم فقط یه گل داشته باشم. اگه به همه بگم که یک گل سرخ خوشگل دارم، بعدش حتماً این رو میگم که یه روباه خیلی دانا هم دارم که تو دنیا لنگه نداره.

خرید کتاب از راه‌های زیر: